العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

294

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

يعنى كه در حديث است گفتار حضرت صادق است كه گفتار پيامبر را معنا كرده و ممكن است گفتار بعضى از راويان حديث باشد . و منظور اين است . كه نفع مالى و مادى مقصود نيست بلكه با راى و مشورت او را كمك كند و در اين جمله ترغيب و تكليف شده كه كسانى را كه مصالح دينى و دنيوى خود را نميدانند ارشاد و راهنمائى نمايند . به يك نكته ادبى هم در اين حديث اشاره كنيم و آن اينكه لفظ اخرق كه به معناى اسم تفضيل است ( نادان‌تر ) بر خلاف قاعده‌ات بايد اشد خرقا گفته شود . در آخر روايت اين جمله هست . فاصمت لسانك الا من خير هم مجرد خوانده مىشود و هم از باب افعال و ثلاثى مزيد . هم لازم و هم متعدى استعمال مىشود و مقصود از خير آن سخنى است كه موجب ثواب اخروى شود و يا منفعت دنيوى بدان داشته باشد بدون اينكه زيان و ضررى به كسى برسد . بنا بر اين از سخن مباح كه نه نفع دنيوى و نه ثواب اخروى دارد سزاوار است كه انسان سكوت نمايد و امر در اين حديث براى مطلق طلب است كه هم مورد لزوم و وجوب سكوت را شامل مىشود و هم مورد رجحان و اولويت آن را . و ضمنا در بارهء سخنان مباح كه نه حرام است و نه واجب و نه مستحب از جهتى بحث و اختلاف هست كه آيا چنين سخنانى در پرونده اعمال ثبت و ضبط مىشود يا نه از ابن عباس نقل شده كه اينها نوشته نميشود و كيفر و پاداشى هم در مقابل آنها نيست . ولى ظاهرا ثبت مىشود چون آيه شريفه ميفرمايد . ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ . هيچ گفتارى نيست مگر اينكه در كنار آن مراقب و نگهبانى است آماده و آيه ديگر كه فرموده وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ و هر كوچك و بزرگى در پروندهء انسان مسطور و ثبت است . و روايات زيادى كه در كتاب عدل وارد كرده و نقل نموديم . و كيفر و پاداش نداشتن دليل بر ضبط نشدن نميشود چون امكان دارد كه ثبت اين گونه سخنان جهت ديگرى غير ثواب و عقاب داشته باشد مثلا براى حسرت و اندوه كه چرا عمر گرانمايه را در اين لاطائلات صرف كردم با اينكه ميتوانستم كسب ثواب نمايم . و اين روايت دلالت بر اين دارد كه داشتن يكى از اين صفات در حمد كمال موجب دخول بهشت است . و احتمال اين هم هست كه داشتن يكى از خصلتها به شرط اينكه گناهان كبيره را نداشته باشد موجب دخول بهشت است . و يا مقصود از كشاندن به طرف بهشت يعنى نزديك